𝓟𝓪𝓻𝓽 𝓽𝔀𝓸🦋
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝓽𝔀𝓸🦋
𝓙𝓲𝓷𝓮 𝓱𝓸𝓹𝓮𝓻²🪼
از زبان مایک🌃
مایک:ویل ویللل بگو چیشده
ویل:مرتیکه عوضییی هالی رو ول کننننن
مایک:جواب بدههه
ویل هم به آسمان رفت و چشمانش سفید شد و دست و پایش شکست و محکم به زمین خورد
مایک:ویللل!!!!
ال او را بلند کرد و روی مبل گذاشت
مایک:یکی زنگ بزنه آبولانس
اریکا:منم میگم خودمون ببریمشششش
من و لوکاس ویل را کول کردیم و به نزدیک ترین بیمارستان
ال:ویل ویل(با اشک)
مایک:آروم باش
رفتیم پیش دکتر
دکتر:دست پاش شکسته و رفته کما ببرینش بخش
مایک:چیی؟؟؟
ویل:هالی دوست دارم(صدای خیلی آرام)
مایک:واقعا دوستش داره
ال:کمکک کنین
دکتر:چشم
ویکی و رابین رسیدند
ویکی:میتونم ببینمش
دکتر:نه متاسفانه
رابین:لعنتی
ادامه دارد💙
𝓙𝓲𝓷𝓮 𝓱𝓸𝓹𝓮𝓻²🪼
از زبان مایک🌃
مایک:ویل ویللل بگو چیشده
ویل:مرتیکه عوضییی هالی رو ول کننننن
مایک:جواب بدههه
ویل هم به آسمان رفت و چشمانش سفید شد و دست و پایش شکست و محکم به زمین خورد
مایک:ویللل!!!!
ال او را بلند کرد و روی مبل گذاشت
مایک:یکی زنگ بزنه آبولانس
اریکا:منم میگم خودمون ببریمشششش
من و لوکاس ویل را کول کردیم و به نزدیک ترین بیمارستان
ال:ویل ویل(با اشک)
مایک:آروم باش
رفتیم پیش دکتر
دکتر:دست پاش شکسته و رفته کما ببرینش بخش
مایک:چیی؟؟؟
ویل:هالی دوست دارم(صدای خیلی آرام)
مایک:واقعا دوستش داره
ال:کمکک کنین
دکتر:چشم
ویکی و رابین رسیدند
ویکی:میتونم ببینمش
دکتر:نه متاسفانه
رابین:لعنتی
ادامه دارد💙
- ۵۳۷
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط