وقتی جفتتون مافیا بودین

پارت اول


یه روز دیگه بازم مثل همیشه از خواب بیدار شدی کاراتو کردی و صبحانتو خوردی و مثل همیشه به سمت کمد لباسات رفتی و کت شلوار مشکی تو بیرون آوردی و تنت کردی و بعد از بستن کراوات و زدن عطر تاخت که مطمعن بودی فقط خودت از بوش لذت می‌بری کارو جمع کردی و ساعت شیکتو دستت کردی و سمت ماشینت رفتی و راه افتادی به سمت جایی که کار میکردی یه شرکت هواپیمایی که فقط یه پوشش مسخره بود از اولم باهاش مخالف بودی و به نظرت خیلی احمقانه بود تازه ساعت پنج صبح بود و فقط افرادی که یه شرکت هواپیمایی لازم داره اعضای باندتون و مسافر ها اونجا بودن توی صف افرادی که میخواستم کیف هاشون رو برای بازرسی آماده کنند رفتی و به فردی که کیف هارو چک میکرد نگاهی انداختی اون کسی نبود به جز جونگ وو که از اعضای باند خودتون بود کیفتو دادی بهش و جمله ای که رمز باندتون بود رو به زبون آوردی (علامت چائه وو «یعنی تو»+)


+اوه سلام جناب مایلید منو بشناسید؟ تو دلش(همیشه میدونستم رمز احمقانه ایه)
جونگ وو فورا فهمید که این تویی کیم چائه وو به هرحال حتی بایه نگاهم می‌تونست بشناساند و آروم طوری که فقط خودت بشنوی گفت
جونگ وو:بیا دنبالم



#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی#چند پارتی
دیدگاه ها (۲)

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐عصر همون روز، طبق آدرسی...

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.58(روایت از زبان ا.ت)بع...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت چهاردهم: جواب بده، جونگ‌کوکباران رو...

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

(وقتی روت حساس بود و...)

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

چندپارتی جونگ کوک

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط