عاشق
۳ عاشق
پارت ۴
ویو ا/ت
یه نوری به چشام میخورد بدنم گرفته رود وای این چه دردیه زیر دلم چشمامو باز کردم که دیدم رو تخت خوابیدم
ا/ت: وای من کجام اینجا کجاس
که یهو یادم اومد من لختم من با ۱ نفر بلکه با ۳ نفر خوابیدم ا عصبانیتم از کاری که کردم داشت به اوج میرسید واقعا چرا ؟ چرا این کارو کردم
صدای در اومد که باز شد رومو برگردوندم و دیدم که اون ۳ تا دم درن داشتم از خجالت سرخ میشدم که رفتم زیر پتو هر ۳ تاشون خندیدن داشتم آب میشدم احساس کردم یکی رو تخت نشست
جیمین : بیبی خجالتی من ما همچیت و دیدیم عزیزم
ا/ت: نمی خوامممم برو اون ور
داشتم پا میشدم لباس بپوشم که کوک کمرم و گرفت
کوک : جوجه اروم باش هنوز اون لعنتی ای که دیشب بیدارش کردی نخوابیده
ا/ت : برو اون ور دست بهم نزن
داشتم راه میرفتم که پام لیز خورد از ترس جیغ زدم که یهو تو بغل یه نفر فرود اومدم چشمام و نمه نمه باز کردم که دیدم تهیونگ
تهیونگ : یکم یواش تر نزدیک بود بیوفتی
ا/ت: تو نمی خواد نگران من باشی
بلند شدم میخواستم برم که از پشت بغلم کرد
تهیونگ : هعی من نگرانتم چون صاحبتم فهمیدی
ا/ت : مگه من سگم که تو صاحبم باشیی 😑
تهیونگ : گردنتو نگاه کن میفهمی
وقتی گردنمو نگاره کردم از تعجب و درد چشمام درشت شد وای اینا این کبودیا اینا همش تقصیر اوناس وقتی بهشون دست زدم از درد صورتم رفت تو هم وای چه غلطی کردم منننننننن
ا/ت: وای چه غلطی کردم خاک تو سرم ( زیر لب)
جیمین : چیشده بیبی؟ چی میگی زیر لب ها 😈
ا/ت: چی میگی بابا
کوک : آروم باش جوجه
با هر بدبختی ای بود خودم رسوندم تو حموم درو قفل کردم گفتم.
ا/ت: میخوام حموم کنم ( داد)
اون ۳ تا با هم : باشه ( داد)
داشتم خودم و میشوستم به کارایی که کردیم داشتم فک میکردم که هعی سرخ و سفید میشدم وای یهو یادم اومد امروز مدرسه دارم چه خاکی تو سرم کنم من
زود شستم خودمو حوله رو از دم در برداشتم و بدو بدو رفتم تو اتاق و درو قفل کردم الهی شکرت که تو اتاق نیستن
ا/ت : وای من الان یونیفرم ندارمممممم شانسم ریده فعلا یه لباس پیدا میکنیم درو کمد و باز کردم با کلی تیشرت چ لباس رو به رو شدم
ا/ت: حالا کدوم و ور دارم؟
داشتم ور میکردم که یه تیشرت نظرمو جلب کرد روش ۳ تا آدمک قشنگ بود سیاه بود رنگش همون و برداشتم یه شلوارک تا رون هم پیدا کردم موهامو با کلیپس بستم چون ته موهام فر بود قشنگ شده بود درو باز کردم رفتم تو سالن ......
خماریییی
ببخشید کم فعالیت کردم کار داشتم گوگولیا امیدوارم خوشتون بیاد
لایک و کامنت یادتون نره 🥰
پارت ۴
ویو ا/ت
یه نوری به چشام میخورد بدنم گرفته رود وای این چه دردیه زیر دلم چشمامو باز کردم که دیدم رو تخت خوابیدم
ا/ت: وای من کجام اینجا کجاس
که یهو یادم اومد من لختم من با ۱ نفر بلکه با ۳ نفر خوابیدم ا عصبانیتم از کاری که کردم داشت به اوج میرسید واقعا چرا ؟ چرا این کارو کردم
صدای در اومد که باز شد رومو برگردوندم و دیدم که اون ۳ تا دم درن داشتم از خجالت سرخ میشدم که رفتم زیر پتو هر ۳ تاشون خندیدن داشتم آب میشدم احساس کردم یکی رو تخت نشست
جیمین : بیبی خجالتی من ما همچیت و دیدیم عزیزم
ا/ت: نمی خوامممم برو اون ور
داشتم پا میشدم لباس بپوشم که کوک کمرم و گرفت
کوک : جوجه اروم باش هنوز اون لعنتی ای که دیشب بیدارش کردی نخوابیده
ا/ت : برو اون ور دست بهم نزن
داشتم راه میرفتم که پام لیز خورد از ترس جیغ زدم که یهو تو بغل یه نفر فرود اومدم چشمام و نمه نمه باز کردم که دیدم تهیونگ
تهیونگ : یکم یواش تر نزدیک بود بیوفتی
ا/ت: تو نمی خواد نگران من باشی
بلند شدم میخواستم برم که از پشت بغلم کرد
تهیونگ : هعی من نگرانتم چون صاحبتم فهمیدی
ا/ت : مگه من سگم که تو صاحبم باشیی 😑
تهیونگ : گردنتو نگاه کن میفهمی
وقتی گردنمو نگاره کردم از تعجب و درد چشمام درشت شد وای اینا این کبودیا اینا همش تقصیر اوناس وقتی بهشون دست زدم از درد صورتم رفت تو هم وای چه غلطی کردم منننننننن
ا/ت: وای چه غلطی کردم خاک تو سرم ( زیر لب)
جیمین : چیشده بیبی؟ چی میگی زیر لب ها 😈
ا/ت: چی میگی بابا
کوک : آروم باش جوجه
با هر بدبختی ای بود خودم رسوندم تو حموم درو قفل کردم گفتم.
ا/ت: میخوام حموم کنم ( داد)
اون ۳ تا با هم : باشه ( داد)
داشتم خودم و میشوستم به کارایی که کردیم داشتم فک میکردم که هعی سرخ و سفید میشدم وای یهو یادم اومد امروز مدرسه دارم چه خاکی تو سرم کنم من
زود شستم خودمو حوله رو از دم در برداشتم و بدو بدو رفتم تو اتاق و درو قفل کردم الهی شکرت که تو اتاق نیستن
ا/ت : وای من الان یونیفرم ندارمممممم شانسم ریده فعلا یه لباس پیدا میکنیم درو کمد و باز کردم با کلی تیشرت چ لباس رو به رو شدم
ا/ت: حالا کدوم و ور دارم؟
داشتم ور میکردم که یه تیشرت نظرمو جلب کرد روش ۳ تا آدمک قشنگ بود سیاه بود رنگش همون و برداشتم یه شلوارک تا رون هم پیدا کردم موهامو با کلیپس بستم چون ته موهام فر بود قشنگ شده بود درو باز کردم رفتم تو سالن ......
خماریییی
ببخشید کم فعالیت کردم کار داشتم گوگولیا امیدوارم خوشتون بیاد
لایک و کامنت یادتون نره 🥰
- ۱.۷k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط