{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مینویسم یک غزل در بابِ عشق

مینویسم یک غزل در بابِ عشق
نیست رنگی بهتر از مهتابِ عشق

عاشقم شاید که مالک گشته ای
این فضای سینه را اربابِ عشق

می شکوفد نسترن در باغِ دل
قلبِ پاکم می شود بی تابِ عشق

عشوه ات پُر شور و لبخندت ملیح
رنگ و بویت عِطرِ هر محراب عشق

گاه نم نم می چکد باران ولی
قطره ها زیبا کند آداب عشق

خوب میدانم که گلبانگِ اذان
نغمه ای زیبا شود در خوابِ عشق

آنکه عاشق بوده می فهمد مرا
صد غزل دارد دل از مضرابِ عشق

‌‌‌‌‌
‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌
دیدگاه ها (۰)

سلام صبحتون پرمهر ☺️ 😘••🌸💞••عشــ ــــقنه دادنی است نه گرفتنی...

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشست عشق همراهِ غــزل بر دل...

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشست عشق همراهِ غــزل بر دل...

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشستعشق همراهِ غــزل بر دلِ...

...معشوق شب‌هـای من ای مهتاب برخیزاز عشـق تو گـردیده دل بی ت...

موی خود نسکافه ای کردی و بلوا کرده ای"نازنین" در گوشه ی قلبم...

مبین بروجردی

معصومعلی مسکینی

نخستین کلامی،که دلهای مارا به بوی خوش آشنایی سپردو به مهمانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط