مینویسم یک غزل در بابِ عشق
مینویسم یک غزل در بابِ عشق
نیست رنگی بهتر از مهتابِ عشق
عاشقم شاید که مالک گشته ای
این فضای سینه را اربابِ عشق
می شکوفد نسترن در باغِ دل
قلبِ پاکم می شود بی تابِ عشق
عشوه ات پُر شور و لبخندت ملیح
رنگ و بویت عِطرِ هر محراب عشق
گاه نم نم می چکد باران ولی
قطره ها زیبا کند آداب عشق
خوب میدانم که گلبانگِ اذان
نغمه ای زیبا شود در خوابِ عشق
آنکه عاشق بوده می فهمد مرا
صد غزل دارد دل از مضرابِ عشق
نیست رنگی بهتر از مهتابِ عشق
عاشقم شاید که مالک گشته ای
این فضای سینه را اربابِ عشق
می شکوفد نسترن در باغِ دل
قلبِ پاکم می شود بی تابِ عشق
عشوه ات پُر شور و لبخندت ملیح
رنگ و بویت عِطرِ هر محراب عشق
گاه نم نم می چکد باران ولی
قطره ها زیبا کند آداب عشق
خوب میدانم که گلبانگِ اذان
نغمه ای زیبا شود در خوابِ عشق
آنکه عاشق بوده می فهمد مرا
صد غزل دارد دل از مضرابِ عشق
۶.۳k
۱۵ تیر ۱۴۰۱
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.