{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- شبی بارانی و غمگین ،

- شبی بارانی و غمگین ،
شبی از هر شبم شب تر ،
مرا می کُشت دلتنگی ،
ولی او را نمی دانم... .

#طاهره_اباذری_هریس
دیدگاه ها (۱)

عضی بازی ها "برنده " ندارند؛مثل بازی با دلِ آدمها..چون شخصِ ...

سر و کله عشق که پیدا می شود،بهمن ترین ماه سال همبوی بهار نار...

خانه امدر مرزِ خواب و بیداری ستزیرِ پلکِ کابوس هامرا ببخش اگ...

تنها آنها که مرده اند از مرگ ‌نمی‌ترسندچون منچون من که بارها...

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

آقاجان...آری، شکسته‌ام؛ اما خم نمی‌شوم، چرا که می‌دانم خواهی...

شبی را سخت سپری کردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط