{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل چه نویسم که بخوانی قلم از دوست

ای دل چه نویسم که بخوانی قلم از دوست
ای عشق تو دانی دل و جانم همه از اوست
🕊❤️🕊
من مرغ اسیرم که نوایم غم و درد است
در کنج قفس،راز نفس،نغمه ام از اوست
🕊❤️🕊
چون شمع که پروانه بر آن بوسه گذارد
پروانه ی مستم که لبِ آتشم از اوست
🕊❤️🕊
چون جام می ام در بَرِ میخانه نهادند
من مست نگشتم زِ دمی،مستی حالم دگر از اوست
🕊❤️🕊
این حرف مرا سر در میخانه نوشتند در آخر
جام قلم و دانه و پروانه ومیخانه ام از اوست
🕊❤️🕊

💜❤
دیدگاه ها (۱)

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

ای دل چه نویسم که بخوانی قلم از دوستای عشق تو دانی دل و جانم...

شبی آزرده از خانه نهادم پا به میخانه...پریشان حال و دیوانه س...

شبی آزرده از خانه نهادم پا به میخانه...پریشان حال و دیوانه س...

نباشم گر درین محفل، چه غم، دیوانه ای کمترخوش آن روزی ز خاطره...

شبی آزرده از خانهنهادم پا به میخانهپریشان حالو دیوانهسپردم د...

نباشم گر در این محفل ، چه غم دیوانه ای کمترخوش آن روزی ز خاط...

اگر رِندی و مِی‌نوشی بیا میخانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط