{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب چنان گریه کنم بی تو که همسایه به روز...

شب چنان گریه کنم بی تو که همسایه به روز...

دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا...
دیدگاه ها (۲)

چشم اگر این است و اَبرو این و ناز و عشوه این...الوداع ای صبر...

از نوازش های این بارانِ نم نم خسته ام..دکترم پرسید: دردت چیس...

نگیر دست کسی را که دوستش داری..کمی مقابل چشمان من رعایت کن..

درد و دل با کس نگفتم، درد من گفتن نداشت...خنده بر لب می زدم،...

نترس آنکه بعد تو مرا در آغوش می گیرد خاک است )))

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط