یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود
یه پرنده ی خسته بود
مثل تنهایی ماه ؛ تو خودش نشسته بود...
دیدگاه ها (۱)

هوادلگیر است و بادها خاموش کرده اند شعلہ ے ماه را باید " ستا...

پروانه را شکایتی از جور شمع نیستعمریست در هوای تو میسوزم و خ...

ابرها را بارور میکنم ازیادتتا ببارند بر سر مردم قحطی زده از ...

تو بادبادک بازیگوشی بودیکه با دنباله‌ی عطرش هر روزاز خیابان ...

امی گیلان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط