{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راننده تاکسی و حجاب

راننده تاکسی و حجاب

زن و شوهری داخل تاکسی شدند.پس از دقایقی راننده تاکسی به مرد گفت: به خانومتون بگید رژش را عوض کند.من از این رنگ خوشم نمی آید


مرد عصبانی شد.یقه ی راننده را گرفت.چندین فحش نصار راننده کرد و به او گفت چرا به ناموس مردم نگاه میکنی.مگه خودت ناموس نداری؟رنگ رژ خانوم من به تو چه ربطی داره؟



راننده لبخندی زد و گفت:اگر به من ربطی نداره پس برای کی آرایش کرده؟اگر برای شما بود که در خانه این کار را میکرد



مرد یقه ی راننده را ول کرد و خشمش را فرو برد.بعد یک دستمال به همسرش داد تا رژش را پاک کند
دیدگاه ها (۳)

دوستم گفت دیوونه ای چادر میپوشی تو که حجابت خوب بود .. حالا ...

دوستم گفت دیوونه ای چادر میپوشی تو که حجابت خوب بود .. حالا ...

راهتان ادامه دارد ... آنان چفیه داشتند... من چادر دارم.... ...

مقاله تکان دهنده یک جوان یهودی درباره مسلمانان ما فرهنگ د...

پارت ۱۸یک لحظه قلب ناروتو نزدیک بود بایستد، نفسش توی سینه اش...

#Blondپارت ۹Writer pov:÷هی شما سه تا مغز فندقی +بله هیونگ زش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط