{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نقاشی، لحظه ای هست که نقاش می داند دیگر تابلویش تمام

در نقاشی، لحظه ای هست که نقاش می داند دیگر تابلویش تمام شده.
چرایش را نمی داند.
فقط به ناتوانی ناگهانی اش در ایجاد هرگونه تغییر در تابلو، اعتراف می کند.

تابلو و نقاش، وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمکی نمی کنند:
وقتی که تابلو دیگر نمی تواند چیزی به نقاش ببخشد،
وقتی که نقاش دیگر نمی تواند چیزی به تابلو اضافه کند.



👤 کریستین بوبن
📚 غیرمنتظره
دیدگاه ها (۱)

تو می گویی بلای جان عاشق،شب هجران و غم های فراق است؟ولی چشما...

مرجـع تقلیـد اگر عاشـق شـودبـوسه را چون روزه واجب میکنـد...!...

hese Khob:آدم وقتی چیزی رو فهمیده، دیگه نمی تونه ندونه! وقتی...

🔴محسن خلیلی: باشگاه پرسپولیس حق دارد از حق و حقوق خود به هر ...

اعتراف رسانه‌های غربی به نقش موساد در آشوب‌های ایران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط