{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غرور گفت: غیر ممکن

غرور گفت: غیر ممکن
است ...
تجربه گفت: خطرناک است
عقل گفت: بیهوده است ...
دل زمزمه کرد امتحانش کن ...
عشق رامیگویم ...
امتحان کردم!
غرورم به خاک افتاد ...
تجربه ام فناشد
عقلم به باد رفت ...
ای دل از تو گلایه دارم..! وعده ی خیسی چشمانم را نداده بودی ..
دیدگاه ها (۱)

بغلم کن که هوا سوزِ فراوان داردبدن یخ زده ام حالِ پریشان دار...

زندگی را تو بسازنه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرفزندگی یعن...

کاش بجای این همه باشگاه زیبایی اندام یه باشگاه زیبایی افکار ...

My professor Part:21لوله ی تو دستشو نگاه کردم و اون ادامه دا...

Love in the Multiverse⏳️🪬Part¹⁴روز بعد، آپارتمانِ ا/ت حال و ...

رمان از یخ تا آتش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط