{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او سَر سپرده می‌خواست 

او سَر سپرده می‌خواست 
من دل سپرده بودم..
#محمدعلی_بهمنی
دیدگاه ها (۳)

گیرند مردم دوستاننامهربان و مهربانهر روز خاطر با یکیما خود ی...

☘ ️دشتها نام تو را می گویند کوهها شعر مرا می خوانند کوه باید...

شاید خوشبختی واقعی در این است که باور کنیمکه خوشبختی را برای...

ناکرده گنه در این جهان کیست بگو! وآن کس که گنه نکرد چون ز...

من زنده بودم اما انگار مُرده بودم از بس که روزها را با شب شم...

الان یه خاطره از خودم یادم اومد 🌚✨یادمه کوچیک بودم یادم نیست...

هر کجا که شیرینی باشهآنجا مگز می افتد دیگ که بی سر پوش باشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط