معلم یه نگاهی به غلومعلی و قوربونعلی و من که پای تخته ...

معلم یه نگاهی به غلومعلی و قوربونعلی و من که پای تخته بودیم کرد و گفت:
چرا درس نخوندید؟
سرمونو انداختیم پایین...
بعد اومد نزدیکمون و چوبی رو که توی دستش بود داد به من و گفت:
منو بزن
گفتم: چی؟!
گفت: بزن... حتما من درست درس ندادم که شما خوب یاد نگرفتین...




منم دیدم حرفش منطقیه! باچوبو لگد اوفتادم به جونش
به همین برکت اینقدر زدمش اینقدر زدمش،
که اگه ناظم نیومده بود کشته بودمش!!

آخه من روی نوع آموزش خیییعلی حساسم!!! حسااااااااااس
خخخخخخ
دیدگاه ها (۸)

چه فالی گرفتینو به دلتون نشست!؟

عااااااااطسهههههههههه ههه ههههوووووووووووو هههههه بعععبرین ک...

مگه دستم بش نرسهههههههخخخخخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط