{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
باز هم از لاله خونین قلبم
خدایا بانگ یارب یارب اومد

شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
هوا تاره چراغ هم سوت و کوره
تنم داره می*سوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه این از خداوندی به دوره
هوا تاره چراغ هم سوت و کوره
تنم داره می*سوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه این از خداوندی به دوره
دیدگاه ها (۳)

↢ اﻭﻧـــــــے ڪہ ﻗﺪﺭﺗـــــــﻮ ﻧﺪﻭﻧﺴﺖ↢ ﯾــــــہ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺣﺴــــﺮ...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

برو ای دوست برو!برو ای دختر پالان محبت بر دوش!دیده بر دیده ی...

شب است و ماه میرقصد ستاره نقره می پاشد من اما در سکوت خلوتت ...

عشقی دوبارهp⁹کوک چشمانش رو باز کرد و لبخند زد. دستش رو دراز ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.100(از زبون ا.ت...

سناریو یاندره هانما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط