{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیتابانه در انتظار توام

بی‌تابانه در انتظار توام
غریقی خاموش
در کولاک زمستان.

فانوس‌های دور سوسو می‌زنند
بی‌آن که مرا ببینند

آوازهای دور به گوش می‌رسند
بی‌آن که مرا بشنوند.

من نه غزالی زخم خورده‌ام
نه ماهی تنگی گم کرده راه

نهنگی توفان زادم
که ساحل بر من تنگ است

آن‌جا که تو خفته‌ای
شن‌زاری داغ که قلب من است!
دیدگاه ها (۵)

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشا...

میزنم داد مگر داد به جایی برسدشاید از عشق تو فریاد به جایی ب...

ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺁﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩ ﺻﺮﻑ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ...

ای کاش عذاب نرسیدن به نگاهتآن وعده ی نادیده کـه دادند نباشدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط