بی‌تابانه در انتظار توام

بی‌تابانه در انتظار توام
غریقی خاموش
در کولاک زمستان.

فانوس‌های دور سوسو می‌زنند
بی‌آن که مرا ببینند

آوازهای دور به گوش می‌رسند
بی‌آن که مرا بشنوند.

من نه غزالی زخم خورده‌ام
نه ماهی تنگی گم کرده راه

نهنگی توفان زادم
که ساحل بر من تنگ است

آن‌جا که تو خفته‌ای
شن‌زاری داغ که قلب من است!
دیدگاه ها (۵)

بی تابانه در انتظار توامغریقی خاموشدر کولاک زمستان.فانوس های...

بی تابانه درانتظار توامغریقی خاموشدر کولاک زمستان.فانوس های ...

بی تابانه درانتظارتوامغریقی خاموش در کولاک زمستان ...فانوس ه...

بی تابانه در انتظار تواَمغریقی خاموش در کولاک زمستان.فانوس ه...

بی تابانه در انتظار توام غریقی خاموش در کولاک زمستان فانوس ه...

🌸🌸 روزی که خدا امید را خلق کرد، بهار را هم آفرید...🍃🌺پیشاپیش...

من نه غزالی زخم خورده امنه ماهی تنگی گم کرده راهنهنگی توفان ...

لب دريا، نسيم و آب و آهنگ شكسته ناله هاي موج بر سنگ مگر دريا...

لب دریا، نسیم و آب و آهنگ، ش...

مثل تصوّر باغ‌های شیراز بر میزِ چوبی‌ام_ در دم‌کردهٔ بهارنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط