{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو

هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو
رها نمی کند مرا هوای چشم های تو

من آن همیشه عاشقم که لحظه لحظه درد را
به دوش خسته می کشم برای چشم های تو

تمام حجم اشک را به نذرگاه برده ام
مگر که بنده ام کند خدای چشم های تو

مسافرم ولی هنوز هزار جاده فاصله است
میان غربت من و سرای چشم های تو

قبیله ی شکیب من دوباره بار بسته است
تمام بیقراری ام فدای چشم های تو

بگو که عاقبت کجا؟ کجای بغض سادگی
به خاک می سپاردم وفای چشم های تو؟❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۳)

دلتنگت که می شومتکه ای از منشعر می شود به روی دفترم.خاطرات م...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

ناز کن زیبا نگارم ، تا خریدارت منم،،،دل ببازم در قمارت، دوست...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

آقای ایــران راهــش را پیـدا کردراھڪار ِ شھادت از زبان رھبر ...

عاشق و معشوق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط