{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برو ای گـدای مسکـیـن در خانه‌ی حـسیــن زن

برو ای گـدای مسکـیـن در خانه‌ی حـسیــن زن
کـه پسر همان کـند که پــدر هـمـیشه می‌کـرد
همه روح و جـان و تن را بدهم بـه نـــام اربـــاب
که اگر حســـیـن نبـاشد تن و جان من چه ارزد
دیدگاه ها (۳)

اَمـان اَز دلِ زِیـنَــــب . . .

✔سکوت گورستان رامیشنوى؟✔دنیا ارزش دل شکستن را ندارد...✔میرسد...

"حســــــــــــــيـن جــــــــان"هوای دو نفره نه چتر می خواه...

اجــــــــــــــــــــــــــــــرک الله یا صاحب الزمان به مص...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

همه با تعجب نگاهم میکردند و من فقط به پریسا فکر میکردم . حس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط