{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مرز خوابم می گذشتم،

از مرز خوابم می گذشتم،
سایه‌ی تاریک یک نیلوفر
روی همه‌ی این ویرانه فرو افتاده بود.
کدامین باد بی پروا
دانه‌ی این نیلوفر را
به سرزمین خواب من آورد...؟


#سهراب سپهری



‌‎
دیدگاه ها (۷)

دوستت دارممثل نور فانوسی که به طوفان میزندو کشتی کهبه سلامت ...

غـریـب شهـر تـوام بُکـش مرا و مترســکه هیچکس به دیار مَـناین...

عمری به خیال تو گذاریم دگر جان را به هوای تو سپاریم دگر ب...

دل از دستم ربوده‌ست اختیارممکن عیبم که دست دل ندارم#سلمان_سا...

بازآمدم از چشمه ی خواب ،کوزه ی تر در دستم مرغانی می خواندند ...

سهراب سپهری شاعر و نقاش

توانایی‌های خاصسایه‌خوانی: می‌تونه از روی سایه‌ها حضور موجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط