آيا فرزندان آنها فراموش كرده اند كه روزي وجود صاف و لطيف
آيا فرزندان آنها فراموش كرده اند كه روزي وجود صاف و لطيف آنها، با شب نخوابي ها، شست و شوها و مراقبتهاي شبانه روزي لحظه به لحظه فرسوده و چروك گشته است و هاله ي زيباي چشمانشان با بر هم نزدن ها و چشم انتظاري
دلبندانشان به اين گونه كم سو گشته است.
آيا حالا زماني نيست كه ما شايد يك هزارم زحمتهاي جسمي و روحي آنها را جبران كنيم و اگر هم بنا به دلايلي امكان رسيدگي كامل و جامع نيست و ناچار بايد آنها را به فرشتگاني در سراهاي سالمندان بسپاريم انصاف آن نيست كه حداقل نگاه و محبتمان را ا
ز آنها دريغ نداريم.
چرا آنها بايد با ورود هر كسي به آن سرا، به ياد فرزندانشان بگريند و ابراز تنهايي كنند و محبت بجويند.
با اين وجود در جايي كه عده اي از ياد رفته اند، افرادي وجود دارند كه شايد بتوان به آنها بهشتي گفت.
در اين سرا مي توان گفت كه بازار بهشت و جهنم معامله شده و هر كس سهم خود را از آن برده است در گوشه اي كهنسالاني از ياد رفته به چشم مي رسند و در گوشه اي ديگر خدمتگذاران بي ادعا و منت كه همانا جاودانان هستند.
افرادي به نام پدريار و مادريار( واژه اي است براي مراقبان كهنسالاني كه شرايط جسمي آنها به نحوي است كه بايد همچون كودكي از آنها مراقبت كرد) با خوش رويي به نظافت و نگهداري از پدرها و مادربزرگهاي ما مي پردازند.
پزشكاني كه با تخصص هاي مختلف به صورت افتخاري و رايگان و در هر ساعتي از شبانه روز خود را بر بالين سالمندان اين سرا مي رسانند و مرهمي بر دردهاي آنها مي شوند.
خيران و نيكوكاراني كه تمام هم و غم خود را و شايد بخش بسيار بزرگي از دارايي هاي خود را براي بستن كتابچه رنجنامه سالمندان اين سرا اختصاص داده و هزينه كرده اند.
دلبندانشان به اين گونه كم سو گشته است.
آيا حالا زماني نيست كه ما شايد يك هزارم زحمتهاي جسمي و روحي آنها را جبران كنيم و اگر هم بنا به دلايلي امكان رسيدگي كامل و جامع نيست و ناچار بايد آنها را به فرشتگاني در سراهاي سالمندان بسپاريم انصاف آن نيست كه حداقل نگاه و محبتمان را ا
ز آنها دريغ نداريم.
چرا آنها بايد با ورود هر كسي به آن سرا، به ياد فرزندانشان بگريند و ابراز تنهايي كنند و محبت بجويند.
با اين وجود در جايي كه عده اي از ياد رفته اند، افرادي وجود دارند كه شايد بتوان به آنها بهشتي گفت.
در اين سرا مي توان گفت كه بازار بهشت و جهنم معامله شده و هر كس سهم خود را از آن برده است در گوشه اي كهنسالاني از ياد رفته به چشم مي رسند و در گوشه اي ديگر خدمتگذاران بي ادعا و منت كه همانا جاودانان هستند.
افرادي به نام پدريار و مادريار( واژه اي است براي مراقبان كهنسالاني كه شرايط جسمي آنها به نحوي است كه بايد همچون كودكي از آنها مراقبت كرد) با خوش رويي به نظافت و نگهداري از پدرها و مادربزرگهاي ما مي پردازند.
پزشكاني كه با تخصص هاي مختلف به صورت افتخاري و رايگان و در هر ساعتي از شبانه روز خود را بر بالين سالمندان اين سرا مي رسانند و مرهمي بر دردهاي آنها مي شوند.
خيران و نيكوكاراني كه تمام هم و غم خود را و شايد بخش بسيار بزرگي از دارايي هاي خود را براي بستن كتابچه رنجنامه سالمندان اين سرا اختصاص داده و هزينه كرده اند.
- ۳۸۵
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط