{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ آه! باز این دل سرگشته من

‍ آه! باز این دل سرگشته من
یاد آن قصه شیرین افتاد :
بیستون بود و تمنای دو دست
آزمون بود و تماشای دو عشق
درزمانی که چو کبک ،
خنده می زد "شیرین"؛
تیشه می زد "فرهاد"! #فریدون_مشیری 🌸 💞 🌸 💞 🌸 💞 🌸
دیدگاه ها (۱)

🔆 🔅 🔆 🔅 🔆 🔅 🔆 🔅 🔆 🔅 🔆 🔅 می توﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮدمردم ﺷﻬﺮ ﻭﻟﯽ می گوﯾ...

☔ ️🍁 ☔ ️🍁 ☔ ️🍁 ☔ ️🍁 ☔ ️🍁 ☔ ️ اجازه هست که اسم ترا صدا بزنمبه...

دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو شکستگی داشت حال منه عاشق به ک...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

𝐒𝐇𝐀𝐃𝐌𝐄𝐇𝐑 𝐀𝐆𝐇𝐈𝐋𝐈 🎻بــه نـبــودنـت...از کـنـار کـه نـگـاه مـیـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط