‌

ماتکیه داده نرم به بازوی یکدیگر 
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود 
سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ 
خامش، بر آستانه محراب عشق بود
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۶)

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر در روحمان طراوت مهتاب عشق ب...

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگردر روحمان طراوت مهتاب عشق بود...

‍ چون شب شده از پنجره مهتاب درآمدبا یاد خیـالت قـَلَم از خـ...

چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست بهار آمده ، اما مرا ب...

چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست بهار آمده ، اما مرا ب...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی‌تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نامِ تو در حسرتِ ...

بی‌تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نامِ تو در حسرتِ ...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط