{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنج شنبه هایِ بی تو

پنج شنبه هایِ بی تو
صندلیِ داغِ همیشگی ،
پنجره یِ سردِ انتظار ،
چشم به کوچه یِ باران خورده ،
دست هایِ سردِ گره شده به هم ،
و آغوشی گرم برای استقبالِ آمدنت
تا همیشه باز عطرِ تو
در همین حوالی ست تو می آیی...!
دیدگاه ها (۴)

فکر کن عاشـق ‌باشیاو رفته باشد..پاییـز باشد !بـاران هم ببارد...

مـن از شَـرع چيـزے نمی‌دانـمخـودم را می‌دانمدلـم را و تـو را...

عشق تو ....❤️مراآدم بدی کرده است،حسود،حساس،زودرنج..مراببخش ک...

عزیزدلـمنميخواهـــم قلب تـــو باشمڪہ با هر اتفاق بشكنـــــ💔ـ...

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت می‌نویسم:در عصر های ...

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط