پنج شنبه هایِ بی توصندلیِ داغِ همیشگی ، پنجره یِ سردِ انتظار ،چشم به کوچه یِ باران خورده ، دست هایِ سردِ گره شده به هم ، و آغوشی گرم برای استقبالِ آمدنت تا همیشه باز عطرِ تو در همین حوالی ست تو می آیی...!