{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل فانوس بگو چشم به راهت باشم

مثل فانوس بگو چشم به راهت باشم
شب تاریک به دنبال نگاهت باشم
کاش میشد که در آن وحشت مرگ آلودت
گل پاییزی من! پشت و پناهت باشم
تو بگو تا بکشم ناز تو را بر صفحه
باز نقاش دو چشمان سیاهت باشم
گرچه دوری!ولی از خوبی و دلرحمی تو
می شود حوض پر از صورت ماهت باشم؟
گفته بودند حسودان که تورا کشته، کم است
جان من را بطلب...تا که گواهت باشم
دیدگاه ها (۵)

چقدر جان من از درد و داغ سوخته است...تو دوری و دلم از اشتیا...

چنانت دوست دارم که خدا راکنارت خنده ها و گریه ها راچنان دلتن...

گم کرده است این دل دیوانه، راه راوقتی نقاب روی تو، پوشیده ما...

وقتی که عشق در آخر خزانبه اوج خود رسیدزمستان سخت چشم براه بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط