{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت

سرنوشت


(ویو رایا)

با حرف شوگا فقط نگاش می‌کردم.

نمی‌دونستم چی باید بگم.

رایا: یعنی... چی؟

شوگا لبخند کوچیکی زد.

شوگا: یعنی دیگه نمی‌خوام فقط به خاطر کارم کنارم باشی.

رایا: ولی من فکر می‌کردم...

شوگا: می‌دونم چی فکر می‌کردی.

رایا: پس چرا از اول بهم نگفتی؟

شوگا: چون خودمم تازه فهمیدم.

رایا: چی رو؟

شوگا چند لحظه نگام کرد.

شوگا: اینکه تو توی همین دو روز تونستی وارد قلبم بشی.

از خجالت سرمو پایین انداختم.

رایا: شوگا...

شوگا: هوم؟

رایا: من... نمی‌دونم چی باید بگم.

شوگا: لازم نیست چیزی بگی بیبی گرل.

بعد آروم دستمو گرفت.

شوگا: فقط فعلاً کنارم بمون.

رایا با صدای آرومی گفت:

رایا: باشه...

گیللیلیلیلییلیلیلیلیلی حمایتتتتت ✨💗🤍🎀
دیدگاه ها (۰)

سرنوشت(ویو شوگا)وقتی گفت «باشه»، یه لبخند روی لبم نشست.دلم م...

سرنوشت(ویو رایا)وقتی برگشتیم خونه، کیسه‌های خرید رو بردم سمت...

سرنوشت(ویو رایا)بعد از چند دقیقه ماشین جلوی یه پاساژ خیلی بز...

سرنوشت(ویو رایا)صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم.اجوما: خ...

سرنوشتپارت ۲(ویو شوگا)همین‌طور که رایا سرشو پایین انداخته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط