خواستم در قلبم از عشقت نگهداری کنم

خواستم در قلبم از عشقت نگهداری کنم
هی غزل گفتم تو را تا خویش را یاری کنم

ماجرای ما به جایی که نمی باید رسید
می روی ...باید برای ماندنت کاری کنم

شاه مصرم که پس از داغ زلیخا مانده ام
با چه رویی پیش مردم آبروداری کنم

رفتی و بعد تو از من هیچکس خوبی ندید
رفتنت باعث شده تا مردم آزاری کنم

بی کسی هستم که بعد از مرگ هم باید خودم
بر سر قبرم بیایم گریه و زاری کنم
دیدگاه ها (۲)

خدایا خوش به حالت درآن بالاها نشسته ای نه عزیزی از دست داده ...

نوشتم گوشه ی دفتربرای چشمهای تو ...به دنیایی نمی بخشم صفای چ...

همیشه یه نفر هست که شنیدن صداش، مثل گوش دادن به یه آهنگ، می‌...

آدم هایی هستند که شاید کم بگویند "دوستت دارم"یا شاید اصلا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط