{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عو...تازه فهمیدم جلو در خونه اکسم نشستم...

عو...تازه فهمیدم جلو در خونه اکسم نشستم...
الفرارررررررررررررر؛-؛؛؛؛
دیدگاه ها (۱)

انقد که گریه کردم نفسم بالا نمیاد... دندم داره عین چی داره م...

خونه رو پیدا کردم...بدنم سست شده...عینهو خر دارم خون بالا می...

از شدت عصبانیت دارم هار هار بلند میخندم...رسما دیوونه شدم......

ی اقاعه بهم گف گمشدی منم از ترس کونم*خاطرات بد بد*گفتم نه کا...

‌  ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ʰʷᵃⁿᵍ ᵐᵃʳᵃˡⁱⁿᵉ ʟɪᴍᴏ 🤍‌ ‌‌ ‌6̿7̿︶︶︶︶୨୧︶︶︶︶✿︎...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط