و دنیا انقدر بزرگ شد و آدمها انقدر زیاد شدند که جهان شیوه

و دنیا انقدر بزرگ شد و آدمها انقدر زیاد شدند که جهان شیوه ی تدریسش رو تغییر داد، گاهی با ترکه و گاهی با الک درسی رو می داد که دونستنشون لازمه ی دووم آوردن توی اون دنیا شد...
... و اینجوری شد که زندگیِ کوچکِ من یک روز صبح تصمیم گرفت ترک تحصیل کنه و بره دنیای خودش رو بسازه.دلش رو برداشت با چند تا مداد رنگی و دو تا فنجونو چند تا گلدون، گذاشت توی کیفِ مدرسه اش و رفت دنبال ِ درس های مهم تر...
#نیکولا
دیدگاه ها (۷)

free from the court (p11)

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

شاهکاری به نام دروغ

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

My lovely neighbor part : 82

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

هم‌سلولی خطرناک (part8)ـ باید بریم.ـ قبل از اینکه پلیس رد او...

ماجرای مداد سفیدهمه مداد‌رنگی‌ها مشغول بودند…به جز مداد سفید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط