کبوترانه بیایی، من آشیان باشم
کبوترانه بیایی، من آشیان باشم
تو بال و پر بگشایی من آسمان باشم
مباد اینکه دلم را به جز تو بسپارم
مباد با احدی جز تو مهربان باشم
بگو چگونه مرا دوستتر از این داری
بگو که آرزویت چیست، تا همان باشم
برای بود و نبودم لب از لبت بردار
بگو بمیر، بمیرم؛ بگو بمان، باشم...پس
کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
امانتهای چون جان را چه کردی
چرا کاهل شدی در عشقبازی
سبک روحی مرغان را چه کردی
نشاط عاشقی گنجی است پنهان
چه کردی گنج پنهان را چه کردی
تو را با من نه عهدی بود ز اول
بیا بنشین بگو آن را چه کردی
چنان ابری به پیش ما چه بستی
چنان خورشید خندان را چه کردی
تو بال و پر بگشایی من آسمان باشم
مباد اینکه دلم را به جز تو بسپارم
مباد با احدی جز تو مهربان باشم
بگو چگونه مرا دوستتر از این داری
بگو که آرزویت چیست، تا همان باشم
برای بود و نبودم لب از لبت بردار
بگو بمیر، بمیرم؛ بگو بمان، باشم...پس
کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
امانتهای چون جان را چه کردی
چرا کاهل شدی در عشقبازی
سبک روحی مرغان را چه کردی
نشاط عاشقی گنجی است پنهان
چه کردی گنج پنهان را چه کردی
تو را با من نه عهدی بود ز اول
بیا بنشین بگو آن را چه کردی
چنان ابری به پیش ما چه بستی
چنان خورشید خندان را چه کردی
- ۱.۱k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط