{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از قصه عشقت گرهی

گفتم از قصه عشقت گرهی
باز کنم
به پریشانی گیسوی تو
سوگند نشد

خاطرات تو و دنیای
مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو
هرچند نشد
دیدگاه ها (۱)

جادوی چشم های توستکه پرچم دل َمتنهاسمت تو دراهتزاز ست

عشق اما نهایتی مجهولبی‌حضورش اگرچه شب عالی‌ ستدر تن فکر‌های ...

عشق شرطی

``` 𝄞 ای کاش میشد ما...

تا وقتی فراموش شوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط