{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*💥❆﷽❆💥*

*💥❆﷽❆💥*

*🔔#تــلنگــ❗ـــر امــروز*



🔰در سالی که قحطی شده بود و مردم زانوی غم بغل گرفته بودند، عارفی غلامی را دید که شادمان است. به او گفت: چطور در چنین وضعی شادی می کنی⁉️

🔷 غلام: من غلام اربابی هستم که چندین گَله دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا میدهد، پس چرا غمگین باشم وقتی به او اعتماد دارم⁉️

🔴 عارف میگوید: از خودم شرم کردم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم.


*ــــــــــــــ🍂🍃⚡🍃🍂ــــــــــــــ*
دیدگاه ها (۰)

در سال قحطی ، عارفی غلامی را دید که شادمان بود.پرسید: چطور د...

توکلدر سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغ...

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم، همه زانوی غم به بغل گ...

💕 در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل ...

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گر...

در سال قحطی ، صاحبدلی پریشان حال ، غلامی را دید که بسیار شاد...

در سال قحطی ، صاحبدلی پریشان حال ، غلامی را دید که بسیار شاد...

در سال قحطی ، صاحبدلی پریشان حال ، غلامی را دید که بسیار شاد...

✅ اعتقاد یا اعتماد ؟!✍ چه میزان به خدا اعتماد داریم؟در سالی ...

من خدایی دارم که مالک تمام دنیاستدر سالی که قحطی بیداد کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط