{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا به دادم برس !

خدایا به دادم برس !

طاقت این بی طاقتی را ندارم .

خدایا دستم خسته است و شعر مرا شلاق می زند.

خودم را به دیروز ها سرگرم کرده ام فردای لعنتی به سراغم می آید.

از بس تکرار شده ام که تهوع می گیرم .

نه صبحگاه ترنم ترانه ای نه شامگاه شبنم خیز خاطره ای .

مدام به تار های عنکبوت خیره می شوم

و مدام در بستر بیهودگی تب تنهایی ام زیاد تر می شود...
دیدگاه ها (۵)

این روزا گاهی نقــــاب میزنم...فقط واسه اینکه کسی جرئت نکنه ...

کاشــ ....کــــــــــــــــــــاشــ . . .هیچوقتــــ {آرزو} ن...

غمگینم همانند... خدایی ، . . . . که بنده اش مدتهاست فراموشش ...

غمگینم:(

من هرآن شب تا سحر خوابم نخواهد بردهمه اندیشه ام اندیشه فرداس...

ن امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست و...

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست ...

بدین افسونگری وحشی نگاهیمزن بر چهره رنگ بی گناهیشرابی تو شرا...

‌من امشب تا سحر خوابم نخواهد بردهمه اندیشه ام اندیشه فرداستو...

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست ...

خدایا قلبم را سنگ کن و نگاهم را یخ نمیدانم شاید من انقدر محب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط