{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از قهوههایم عکس میگیرم ولی دیگر

_____________________________________🥀🥀🥀❄️❄️❄️_______________

_از قهوه‌هایم عکس می‌گیرم ولی دیگر
هرگز نمی‌چسبد نه نوشیدن، نه پوشیدن
کو زندگی؟ حالا که دنیا رنگ رنگی نیست
حالا که بیهوده‌ست صدها سال کوشیدن...
در شهر آثاری دگر از شاد بودن نیست
ما مردگانِ زنده و مُشتی جوانِ پیر
ما بغض‌های خفته، ما خشم و غم و فریاد
ما شاهدانِ عینیِ اندوهِ عالم‌گیر ...

#نرگس_صرافیان_طوفان
_________________________________
_یادگار روزهایی که تلخ گذشت ....اما صبر چاشنی تمام لحظه هایمان بود....
دیدگاه ها (۰)

در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام‏برایِ خاطرِ زندگان،‏و در گورست...

ایستاده‌امدر خَمِ یک کوچه،یا خیابانی پر از بوته‌های گل و بلن...

گاهی بعضی آدم‌ها نه می‌رسن، نه فراموش می‌شن. می‌مونن یه گوشه...

خدایاااا ...گوشه چشمی از تو کافیست تاهر رنجی به رحمتهر غصه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط