{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم بازیگران زندگی

اسم : بازیگران زندگی

part38

(ویو ا.ت)
جونگکوک رفت پیش صندوق و ماهم دنبالش رفتیم آخه چطوری توی روش نگاه کنم...فقط سرمو انداختم پایین و جونگکوک لباس رو حساب کرد و بعد من به جیوو گفتم
ا.ت : تو نمیخری؟
جیوو : نه من از اینا زیاد دارم فعلا بیا بریم مغازه های دیگه یه عالمه لباس خوشگل بخریم
ا.ت : باشه
جین همینجور روی مبل نشسته بود و سرش توی گوشی بود و صداش زدیم . رفتیم مغازه بعدی که کفش فروشی بود و جیوو ۴ جفت کفش گرفت اما من با اسرار جیوو یک جفت کفش پاشنه بلند گرفتم...رفتیم مغازه ی بعدی که جواهرات فروشی بود که هم زنونه و مردونه و زوجی از همه چیز داشت من و جیوو رفتیم جلوی فروشنده و زیر میز که شیشه ای بود و یه عالمه انگشتر داشت رو نگاه کردیم و جونگکوک و جین هم دنبال ما اومدن و کنارمون وایسادن ، من یه جفت انگشتر زوجی دیدم و تا میخواستم بگم خوشم از این اومده جونگکوک گفت
جونگکوک : من از این انگشترا خیلی خوشم اومده
و بعد روبه فروشنده کرد و گفت
جونگکوک : قیمت این انگشتر ها چقدره؟
فروشنده : این انگشتر ها برای ازدواج ، نامزدی استفاده میشه و قیمتش ۱۰۰۰ وونه(به ریال میشه ۳۰۷۵۷۹۹ ریال)
ا.ت : چقدررر؟!!
فروشنده : با ارزون ترین جواهرات رو داریم
ا.ت : تو به این پول میگی ارزون؟!!
جونگکوک : مگه تو میخوای بخریش؟
این حرف رو با کنایه گفت منم با کنایه گفتم
ا.ت : آره
جونگکوک : اما من میخوام بخرمش
ا.ت : منم گفتم من میخرمش
جونگکوک : برای دوستپسرت میخوای؟
ا.ت : گفتم من دوستپسر ندارم...ولی...تو میخوای با دوست دخترت ازدواج کنی؟
جونگکوک : اگه دوست دختر داشتم با توی وقت تلف کن نمیومدم بیرون
ا.ت : اما...اون شب گفتی...
جونگکوک : همین که الان گفتم من انگشتر رو میخوام
ا.ت : پس اونیکیش رو میخوای چیکار کنی؟
جونگکوک : میندازمش دور . تو چی؟فکر کنم واقعا میخوای بدیش دوست پسرت آبنبات؟
جونگکوک یکم اومد نزدیکم و توی چشمام نگاه کرد
ا.ت : اولاً گفتم من دوست پسر ندارم دوماً به من نگو آبنبات و سوماً منم میخوام اون جفتش رو دور بندازم
منم مثل خودش رفتم نزدیک صورتش و توی چشماش زل زدم که...
جیوو تو حرفمون پرید و گفت
جیوو : ببخشید...
من و جونگکوک با هم سریع بهش گفتیم
جونگکوک/ا.ت : تو حرف کسی نپر
جیوو دوباره ساکت شد و گفت
جیوو : باشه
من و جونگکوک به بحثمون ادامه دادیم و گفتیم انگشتر مال منه و انگشتر مال منه
جین بعد از چند مین گفت
جین : نمیخواین مسخره بازیتون رو تموم کنید؟
جیوو : راست میگه من یه ایده خیلی خوب دارم
ا.ت : چه ایده ای؟
جیوو : مگه ۲ تا حلقه نیست؟بکیش رو تو ببر یکیش رو جونگکوک ببره فکر خوبیه نه؟
...
ادامه توی پارت بعد🦋🕸
حلقه ها اسلاید۲
دیدگاه ها (۴)

ادامه پارت ۳۸

اسم : بازیگران زندگیpar39(ویو ا.ت)ا.ت : مشکل همینه دیگهجیوو ...

اسم : بازیگران زندگیpart37(ویو ا.ت)...:کی میخواد با کی بخواب...

اسم : بازیگران زندگیpart36(ویو جونگکوک)جونگکوک : مثلا زبون م...

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط