{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از چادرت بوی گل و انبر می آید

از چادرت بوی گل و انبر می آید

عطر گلاب خالص قمصر می آید

لبخند تو مانند چای قند پهلوست

با خنده هایت خستگییم در می آید

شاید ندانی شادم از شادیت اما

از شادیت سر درد هایم سر می آید

چشمت به چشمم خورد و در این چشم بندی

امشب شقایق از لباسم در می آید

با چشمکت قدری زمان از کار افتاد

از چشمت هر کاری بگویی بر می آید
دیدگاه ها (۴)

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشمبی‌محکمه زندانی بازوی تو ب...

.

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کندچشمکت با آبروی خلق بازی می ک...

اخم هایت خنجر فرمانروایی ظالم استخنده هایت لذت مهمانی یک حاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط