My dear;

آیدای عزیزِ من؛
امشب بیشتر از گذشته به فکرت هستم. در این شب های طولانی و طوفانی، که باد سرد بید های حیاط خانه را به لرزه می اندازد، فکر تو لحظه ای مرا آسوده وا نمی‌گذارد.
مدت هاست که برایت نامه ای نفرستادم، و این نه به آن معناست که غافل گشتم از یادت یا که دیگری جای تورا در قلب من گرفت؛ بلکه تنها جسارت ارسال نامه هایم را نداشتم. اگر گوشه اتاق خاک خورده ام را نگاهی کنی، کاغذ های کاهی مچاله شده را همانند کوهی میابی که بیانگر این هستند.
آیدای من، عاجزانه از تو میخواهم که گمان نکنی ثانیه ای خیال شیرین با تو بودن ذهنم را خالی گذاشته، چرا که این چنین نیست و هیچوقت نخواهد بود. خیالِ تو، قند روز های تلخ من است.
عزیزکِ من؛
این شب ها که باد سرد کوچه های خلوت شهر را پُر می‌کند و به نقل؛ پرنده ای در آسمان در پرواز نیست، بیشتر از قبل از خودت مراقبت کن. قلب مهربانت را گرم نگه بدار و موهای زاغیِ ابریشمی خود را از رقص به همراه نسیم، وا بدار.
همین چند ماه است آیدا،
کم کم تمام می‌شود این دوری؛
وقتی روز دیدار برسد
خودم از جز به جز وجودت مراقبت خواهم کرد.
فقط همین چندماه،
تو خود مراقب یاقوت ما باش.

-sh
دیدگاه ها (۸)

butterfly;

question;

stay with me;

<><><><><><><><><><>﷼ نامه ای به جهان !!گفته بودی که بیایی ت...

{یا هادی ع..}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط