{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح‌ها برایم غزلی دم ڪن

صبح‌ها برایم غزلی دم ڪن
از ترنج دست‌هایت!
و ترانه‌اے بخوان از ڪَندمِ سبزِ چشم‌هایت
در افق نڪَاهم بنشین،
تا به وقت طلوع عاشقانه‌اے دیڪَر
در برڪه‌ے زلالِ لب‌هایت
روے بامداد سپیده و بهار
در امتداد بوسه‌هایم
شرح دوست داشتنت را بنویسم ...

#عرفان‌یزدانی
دیدگاه ها (۱)

صبح ها برایم غزلی دم کناز ترنج دست هایت!و ترانه ای بخوان از ...

🍁🧡#پاییز‌بهاریست‌ک‌عاشق‌شده‌است🧡🍁می خواهم #تـღـو_رابا نفسهای...

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡می خواهم #تـღـو_رابا نفسهای به شماره افتا...

💜☃️#معشوقه‌ی‌زمستان☃️💜می خواهم #تـღـو_رابا نفسهای به شماره ا...

   بیا مرا آغوش باش و بہ اندازه‌ےتمام دوست...

تنها شانه ای  شراب برای شبانگاهان شیدایی ام میخواستم.و سی...

خیلی زیباست...زیباترین شعر هستی... مادرم...تو را می ستایم......

سپیده کاشانی

به نام خدا: امروز تصمیم گرفتم جدی جدی برای ارشد بخونم میدونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط