{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶

که یهو تهیونگ با شلاق وارد شد

تهیونگ رو به خدمتکارا:برید بیرون

خدمتکارا:چشم قربان

دوهی:تهیونگ تو تو.......چیکارم داری.....


از زبون دوهی :
تهیونگ حتی اجازه ی حرف زدن هم به الینا نداد و تا سر حد مرگ الینا رو شلاق زد،کل بدن الینا پر از خون و رد شلاق بود

۳ ساعت بعد

تهیونگ:ببرید بندازین دم در خونه ی همون جونگ کوک

خدمتکارا:چشم قربان


خدمتکارا الینا رو پرت کردن توی ماشین و انداختنش دم خونه ی کوک

الینا:کوک........



جونگ کوک سریع خودشو به دم در رسوند و وقتی الینا رو توی اون حال دید دنیا روی سرش خراب شد

کوک:ا....الینا....کی این بلا رو سرت اورد(با اشک)

الینا:ت.....تهیونگ

و همون لحظه کوک زنگ زد آمبولانس و الینا رو بردن بیمارستان

کوک:دکتر دچار شکستگی نشدن؟

دکتر:نه خوشبختانه فقط بدنشون ضرب های شدیدی دیده مثل دستشون باید توی آتل باشن

________________________________________



دیگه قول میدم پارت بزارم دیگه امروز فیک رو تموم میکنم
دیدگاه ها (۷)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

ادامه²وقتی مقابل جونگ‌کوک ایستاد، نگاهش به کیسه‌ی خرید افتاد...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط