{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهیونگ توی بغلش خواب بود موهاش رو از صورتش کنار زد و بوسه ای ...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏
تهیونگ توی بغلش خواب بود. موهاش رو از صورتش کنار زد و بوسه ای رو پیشونیش گذاشت.
لپتاپش رو برداشت و شروع کرد کار هاش رو انجام دادن.
-داری امتحان طرح میکنی؟!
تهیونگ با اخمی در حالی که چشمش رو میمالید گفت.
-میتونی بیشتر بخوابی
-جوابم رو بده!( اخم کیوت)
-هوم... شاید.. نباید ببینی
-هی!! حالا که من جفتتم باید بهم برسونی!
-نمیشه
قاطعانه گفت و لپتاپ رو بست.
-عههه
-بهتره به مادرت یه زنگ-
-من باتو قهرم اصن! برو گمشو
از تخت پایین رفت و بدون اینکه چیزی بپوشه از اتاق رفت بیرون.
-من میرم!!!!
جونگکوک از اتاق بیرون اومد و قبل از اینکه با ملحفه دورش بره بیرون گرفتش و انداختش رو کولش.
-بزارم زمین به چه حقی به یه امگا دست میزنی؟!!!!! ولم کننننن
اسپنکی که باسن گردش زد.
-مثل اینکه این امگا کوچولو تنبیه لازم داره هوم؟
-ولممممم کننننننننننن جئونننننن جونگکوکککککککک
تهیونگ رو روی تخت پرت کرد.
-تنبیه میخای اره؟
-من با تو قهرم! ولم کن! میخوام برم!!
تهیونگ رو چرخوند و دست هاشو گرفت ولی تهیونگ همچنان سعی میکرد با پاهاش جونگکوک رو بزنه.
-ولم-
اسپنک محکمی به باسنش زد.
-بشمر. زودباش.
قاطع و بم.
-برای چی-
اسپنک محکم دیگه ای زد.
-بشمر!
-نمی-
اسپنک دیگه ای. اینبار محکم تر.
-آیییی
-بشمر!
اسپنک دیگه ای. از قبلی اروم تر.
-یک
اسپنک. یکم اروم تر
-د-دو
اسپنک.
-س-سه... چهار... پ-پنج..... س-سی آیییی هق ولم هق کن
دست هاش رو ول کرد و جای دست هاش که روی پوست نرمش قرمز شده بود رو بوسید و تهیونگ رو برگردوند. چشم هاش خیس بود و اشک هاش همچنان میریختن.
-آیییی خ-خیلی هقق ب-بی ادبیییی هقققق د-درد میکنه هقق
تهیونگ رو بغل کرد و جای اسپنک هاش رو نوازش کرد و اشک هاش رو بوسید.
-خب.. عوضش یاد میگیری
-چ-چیو باید یاد بگیرم اخه هقق خیلی میسوزه هقق
-دیگه اینجوری نمیری بیرون!
مشت هاش رو به سینه جونگکوک کوبید.
-عوضی هقق
صورتش رو قاب گرفت و اشک هاش رو پاک کرد و لب هاش رو روی لب های تهیونگ گذاشت و نرم بوسیدش.
کمی بعد تهیونگ کوتاه اومد و متقابل شروع به بوسیدن کرد.
زبونش پیرسینگ های جونگکوک که طعم فلزیش با طعم قهوه لب هاش مخلوط شده بود رو به بازی گرفته بود.
کمی بعد لب هاش رو جدا کرد ولی صورتش رو تو فاصله کمی از جونگکوک نگه داشت.
-کوکی
-هوم؟
-منم ازینا میخوام!
-چی؟
با نوک انگشتش به پیرسینگ جونگکوک زد که جونگکوک نوک انگشتش رو بوسید.
-پیرسینگ؟ هومم...
-جدی گفتم!
-نچ
-چراااا
-نمیشه
-اصلا چرا به تو میگم... مگه تو کی هستی که ازش اجازه بخوام؟
-الفات
-تو الفای من نیستی... مارکی رو گردنم میبینی؟ نع! پس-
سر جونگکوک توی گردنش رفت و لیسی به محل غده رایحش زد که باعث شد بدنش شل بشه.
گردنش رو گاز گرفت و دندون های نیشش تو گردنش فرو رفتن.
-آیییییی نه هقق درد هقق داره هقق ولم هقق کننننن
خواست عقب بکشه ولم جونگکوک حتی محکم تر گاز گرفت و تهیونگ کم کم تو بغلش بیهوش شد..
به کارش ادامه داد و وقتی مارکش رو کامل گذاشت عقب کشید و با دیدن تهیونگ بیهوش تو بغلش که گردنش مارک ورم کرده و کبودی داشت لعنت ای به خودش فرستاد.
~~~~
شرطا هم نمیرسید قرار بود بزارم حالا که رسید چه بهتررر
مرسی که رسوندیننن
دیدین زیاد نبوددد
دیدگاه ها (۵۷)

فیک مینویسه حمایت کنین حسابییی@reyrey_hb

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓹𝓪𝓻𝓽 9∆∆هشدار اسمات∆∆-ههههمممففففهیسی ک...

بچه ها داره فیک مینویسه برید حمایت کنینننن@kimjung

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟒بی طاقت لب هاش رو روی لب های پف کرده و شکلات...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎-من بچه نیستم!! جونگکوک با صدای بم خندید و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط