{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارالها…

بارالها…
از كوي تو بيرون نشود
پاي خيالم
نكند فرق به حالم ....
چه براني،
چه بخواني…
چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني…
نه من آنم كه برنجم
نه تو آني كه براني..
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی
دیدگاه ها (۱)

یک جایی توی خانه کودکی هایم یادگاری هایی را جا گذاشته ام.......

زندگی عشق استعشق افسانه نیستآن که عشق آفرید دیوانه نیستعشق آ...

ببار باران... درخت وبرگ خوابیدن اقاقی.. یاس وحشی.. کوچه ها ر...

ﮔﺎﻫﯽ...!!ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ،ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط