{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو
#درخواستی
#چندپارتی

وقتی توی اتاق خوابمونیم که یهو رومون دراز میکشه و شروع میکنه به بوس کردنمون و وقتی ما میگه چرا اینحوری کردی میگه بغض میکنه و میگه جندوقتیه بهم محل نمیدی

ویو ا/ت:
یه چند وقتی بود که حوصله هیچ کس هیچ چیز و هیچ کاری رو نداشتم از همه چیز خیلی بی تفاوت رد می شدم و بیشتر توی اتاق بودم. ولی من فکر نمی کردم که این کار داره بهش آسیب میزنه.

چان: وارد اتاق شد تو روی تخت دراز کشیده بودی و پشتت به در بود وقتی صدای در رو شنیدی توجهی نکری و به کار کرد با گوشیت ادامه دادی، چان با سرعت به سمت تو امد و تورو کشید سمت خودش، و گوشی رو از دست گرفت و پرت کرد یه گوشه با سرعت خیلی زیادی لباش رو گذاشت رو لبات و خیلی محکم و طولانی بوسیدت، تو با تعجب بهش نگاه کردی و بعد اون رو از خودت فاصله دادی.
ا/ت: میشه بپرسم چرا این کار رو کردی؟

چان: تو همش داری به من بی توجهی می کنی و میای توی اتاق، من با اینکه تو توی اتاقی ولی همش دارم احساس تنهایی می کنم(با بغض)
ا/ت: چان من معذرت می خوام فکر نمی کردم با این کارم دارم به تو اسیب می زنم.
چان: من نمی خوام تو از من مغذرت خواهی کنی فقط می خوام تو حالت خوب باشه.

بعدش با هم صحبت کردن و وقتی حال ا/ت و چان بهتر شد باهم رفتن و ا/ت به چان برای ساخت اهنگ جدیدش کمک کرد.


لینو: یه چند وقتی بود خیلی بی دلیل با هم سرد شده بودید.
تو توی اتاق بودی داشتی به گربه خودت بازی می کردی لینو امد تو، تو نگاش نکردی و به کارت ادامه دادی لینو امد و بدون هیچ حرفی گربه ات رو دز بغلت گرفت و برد گذاشت بیرون و در رو بست.
ا/ت: میشه بپرسم چرا بچم رو بردی؟
لینو: چون وقت غذا بچه هاس(منظورش گربه تو و گربه های خودش بود)
تو دراز کشیدی و پشتت رو کردی به لینو.

لینو با سرعت خیلی زیادی امد و تورو کشید سمت خودش رو دراز کشید.

ا/ت: اقا چیکار می کنی برو اونور
لینو: چرا بی دلیل باهام سرد میشی چرا (با داد و بغض)
تو خیلی از دست خودت با این حرف لینو ناراحت شدی

ابن تیکه یکم ناجوره🔞جنبه نداری نخون

دستت رو دور گردن لینو حلقه کردی و با دستات صورت لینو رو بخودت نزدیک کردی و در یک حرکت لبات گذاشتی رو لبای اون جات رو باهاش عوض کردی و
کیس خیلی طولانی باهم رفتید بعدشروع کردی به باز کردن دکمه های لباس لینو
کیس مارک های دردناکی رو بدن لینو گذاشتی
لباس خودت رو در اوردی، در یک حرکت لینو جاش رو با تو عوض کرد، لباست رو در اوردی لینو دستت رو کرد پشتت و بندسوتینت رو باز کرد. یکی رو توی دستش گرفته بود یکی رو گاز می گرفت که تو شروع کردی به ناله کردن،.
شلوارش رو در اورد تو هم همینطور، یک دفعه یک چیز بزرگ واردت شد که جیغی کشیدی لینو سرعت رو زیاد و زیاد تر کرد کل شب رو بیدار بودید .
صبح شد لینو بالاخره کارش باهات تموم کرد بغل هم دراز کشیدید.
لینو: بیبی دیگه هیچ وقت باهام این کار هارو نکن
ا/ت: ببخشید عشقم
و بعد بغل هم به خواب فروع رفتید

ببخشید اگه بد شد یا دوست نداشتید.
منتظر پارت بعد باشید.
اگه خوشت امد لایک کن❤😁
دیدگاه ها (۳)

اره دیگه داداش🤘🏻😁

#سناریو#چندپارتی#درخواستی# پارت دووقتی توی اتاق خوابمونیم که...

تولد مکنه کوچولو ای خداااا🛐❤♥🫠😁

سناریو چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط