رییس من

رییس من

پارت 9

ویو ا.ت
که یهو دستی به دستام خورد دست کوک بود گرمی دستش آرامش داشت کوک دستاشو گذاشت رو دستام و پایین آورد من سریع چشامو بستم که

کوک:هیششش،میتونی چشاتو باز کنی بیشتر از این میبینی و میبینم( بم، آروم.پوزخند)
ا. ت:(سرخ شده بود. خجالت.آروم چشاشو باز کرد)

ویو ا.ت

آروم چشامو باز کردمو دیدمش و بهم پوزخند خرگوشی میزنه که یهو رعدوبرق بلندی زد درسته بارون بود تا صدای رعدوبرق اومد پریدم بغلش، سرخ شده بودم مثل توت فرنگی ، کوک هم بغلم کرد اونم سفت که دیگه نمیتونم نفس بکشم ازش جدا شدمو رفتم آشپزخونه،
ا. ت:چیزی میخوری؟
کوک:آره(مهربون)

ویو کوک رفتم لباسامو پوشیدم و اومدم پایین تو آشپزخونه خونه ا. ت هنوز با لباس بیرون بود
کوک:بیا تیشرت منو بپوش راحت تری، توی اتاقم روی تخته
ا. ت:ممنونم

ویو ا. ت اتاق اون قشنگ بود رفتمو پوشیدم تیشرتش تا پایین زانوم بود😂 ، وقتی پوشیدم رفتم پایین دیدم داره با یکی حرف میزنه که آدرس رو هم میگه فهمیدم پیتزا سفارش دادم،

ویو کوک
وقتی ا. ت رفت لباس بپوشه زنگ زدم پیتزا بیارن

ا. ت اومد پیش کوک رو مبل نشست و کوک بغلش کرد(اصلا یادش رفت بادیگاردشه)

ا. ت:فراموش کن
کوک:چیو؟

___________________
بچه ها حمایت ها خیلی خوب شده ممنون
دیدگاه ها (۱)

رییس من پارت 10کوک:چیو؟ ا. ت:اون موقع که افتادم بغلت، فهمیدی...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط