{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی محابا در میان

بی محابا در میان
عشق تو زندان شدم

پشت دیوار بلند
عاشقی پنهان شدم

بارها گفتم دلم را
داده ام بر آن دلت

چون که حاشا کرده ای
این عشق را ویران شدم
دیدگاه ها (۱۱)

فڪ نڪن سردی ڪنی دل میبریبیخودی فڪ میڪنی ڪہ نوبریاز دلم یڪ دف...

طفل بودم زندگی بعد از تو جانم را گرفت لب گشودم تا سخن گفتم ز...

با نگاهت، عاشقم کردی،‌ دلم دیوانه شد     خنده بر لب، شاعرم ک...

با نگاهت، عاشقم کردی،‌ دلم دیوانه شد     خنده بر لب، شاعرم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط