نم شناختمش

نمے شناختمشـ

منتها با همـ وارد مغازه شدیمـ .خریدماטּ کـ تمامـ شد

صاحب مغازه بـ مـטּ گفتـ : " سرکار خانمـ جسارتا خرید شما فلان تومانـ ه "
اما بـ او خطابـ کرد: " خانمے قابلـ شما رو نداره "


هماטּ جا بود کـ از اقتدارچادرمـ شگفتـ زده شدم :)
دیدگاه ها (۱)

مـن دخترم از نسل حـوا با ظرافت ها و زیبایـﮯ ها امــآ زیبایـﮯ...

سه چیز را با احتیاط بـــــردار: • قــــدم • قــــــلـم • قـ...

حفــظ چـــ♥ـــادر چــاره ســاز کـــارهاست حــافــظ گـــــُ...

دخترم ! چادرت وصیت من است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط