{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گهی مستانه می آیم گهی دیوانه می آیم

گهی مستانه می آیم گهی دیوانه می آیم
گهی بر آتش عشقت چو آن پروانه می آیم

به هر راهی که باشد جان من ای عشق
حدیث جان زمن بشنو که من رندانه می آیم

خرامان میشوم سویت به هر دشت پر از آتش
که تا سوزم ز بحر تو وزان فرزانه می آیم

اگر قابل کنی جان را ز بهر هدیهء چشمت
چو جان از خود کنم مفلس وزآن بیگانه می آیم...
دیدگاه ها (۱۶)

گهی مستانه می آیم گهی دیوانه می آیمگهی بر آتش عشقت چو آن پرو...

گهی مستانه می آیم گهی دیوانه می آیمگهی بر آتش عشقت چو آن پرو...

تو ای آهوی من کجا می گریزیچه کردم که بی اعتنا می گریزیخدا خو...

می زدهمی زده شب چو ز میکده باز آیمبر سر کوی تو من ز نیاز آیم...

🍁معمای عشق🍁

به درد خانمان سوزی ز خود بیگانه میمیرمتمام خاطرات من شده افس...

معمای عشق

حیلت رها کن عاشقا؛٭٭٭٭٭٭حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه ش...

می زده شب چو ز میکده باز آیم بر سر کوی تو من به نیاز آیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط