{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
دیدگاه ها (۱)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

🍀آمد خبر از حضرت دلدار🦚که صبح است☀️خورشید برافروخته ای یار🍀ک...

🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیشه...

ستاره ی من(پارت۳)

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

با پا راه بری ، کفشت پاره میشه ، با سر راه بری ، کلاهت !دیرو...

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

سرنوشت پارت(۵)

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط