{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت

چهره ی زیبای تو را نقش خیال می کنم
باز به خواب خویشتن رسم محال می کنم
حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم
کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام
روز میان خواب من باز غروب می شود « اگر بیای از سفر آه چه خوب می شود »

مثل همیشه می روی باز تو از خیال من
باز تمام می شود آرزوی محال من
نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم
دیدگاه ها (۳)

می آیییک شبرو به آسمان دراز بکشیمتو ماه را رصد کنیمن چشمان م...

به دنبال کسی هستم دردم را دوا باشد!میان خسته گی هایم صدای آش...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط