میان این همه آیینه من ترک خوردم
میان این همه آیینه من ترک خوردم
به جرم سبزترین عاشقی کتک خوردم
به کام تلخ وجودم چقدر شیرین است
هزار دشنه ی زخمی که با نمک خوردم
کسی درون سرم مشق می کند:باران
و بوی کاهگلی را که نم نمک خوردم
دوباره طعم گس عشق سیر سیرم کرد
و من خودم خود خود را بدون شک خوردم
سرم به بازی این کودکانه ها گرم است
تو رفته ای و دلم گم شد و کلک خوردم.
امضا پسر دیماهی
به جرم سبزترین عاشقی کتک خوردم
به کام تلخ وجودم چقدر شیرین است
هزار دشنه ی زخمی که با نمک خوردم
کسی درون سرم مشق می کند:باران
و بوی کاهگلی را که نم نمک خوردم
دوباره طعم گس عشق سیر سیرم کرد
و من خودم خود خود را بدون شک خوردم
سرم به بازی این کودکانه ها گرم است
تو رفته ای و دلم گم شد و کلک خوردم.
امضا پسر دیماهی
- ۷۴۴
- ۲۴ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط