{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم
من سکوتی بی هدف بودم ولی غوغا شدم

دست تقدیر غزل با دل هم آوایی نمود
تا که از شیرینی لب بوسه ات معنا شدم

من پر از شعرم که شورت در درون انداختی
با نگاه مست تو همسو و هم آوا شدم

سر بر آن بالین مهرت می گذارم ؛ خوب من!
تا ببینی من چگونه؟ مست و بی پروا شدم

در پریدن های عشق از بلبل شیدا بپرس
تا بگوید از چه رویی؟ با تو من تنها شدم

من که خود در بام تو مست و غزلخوانم هنوز
در پس شعر و غزل، آواره ی رویا شدم .

آناهید_صدرامهر
دیدگاه ها (۳)

زن‌ها ظریف و شکننده نیستند. اعتقادِ ژرف به مهرِ قلب‌ها و مها...

ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ؛ ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺍﻣﺎ با ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿ...

هر چه می خواهی ببر.خاطراتم را.کتابهایم را.احساسم را .فقط ......

انرژی_مثبت زندگی یک انتخاب است...میخواهم طوری لبخند بزنم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط