{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
عمری است مرا به سایه‌ها برده دلت
همراه تو‌ هر خاطره‌ را برده دلت

ازهجرت این‌شور عظیم سوخته‌ دل
سالی است گمانم که دگر مرده دلت

دروحدت این‌عشق نبوده‌است‌ ثمری
اما چه بی بهانه ، روح من برده دلت

تا صبح ازل به وصل تو خوش بودم
در عصر چه تنها شد‌ه سر برده دلت

این‌سوگ که‌گرفته چشم‌خیسم دانی
دودی‌است‌که در آتش‌عشق‌برده دلت

تا روزی‌ دل عشق‌تو‌ باد چاره‌ چه باد
قلبی که شکسته مرده دل برده دلت
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۷)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

دل‌ سوخته محفل یاریم و بدانیما جمله به‌‌ مهر تو اسیریم و ...

...قصه این عشق با چشمان تو آغاز شدطعم شیرینی لبانت با لبم ...

...چو پروانه‌ای سوخته پر مرده‌ام پای شمعبه‌اشک تو‌ گم‌می‌شوم...

چشمهاے تو ، دلم بُرد وُ ، نیاورد دگر..!!!..من چہ گویم : شدم ...

چشمهاے تو ، دلم بُرد وُ ، نیاورد دگر..!!!..من چہ گویم : شدم ...

...وقتی که دورم ز تو دل درگیر با تو باددر صبح به‌سان عشق قلب...

...دل بـی‌قرار تـوست قـدم بـه خـانـه‌ام بگذارچشم در انتظار ت...

چشمهاے تو ، دلم بُرد وُ ، نیاورد دگر..!!!..من چہ گویم : شدم ...

چشمهای تو ، دلم بُرد وُ ، نیاورد دگر..!!!..من چه گویم : شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط