{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفت

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.

رفته و چقدر زود از یاد برده که

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

صبوری کند.

تا از یاد ببرد صاحبش را.

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه  می انداخت را فراموش کند.

و فراموش کند که روزی کسی بود

که برایش زندگی بود.
دیدگاه ها (۵)

ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﮐﺴﯽﻧﺒﺎﯾﺪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺯﺧﻤ...

داستانی دارند…باد و برگ های مانده از پاییز…کنار جدول خیابان…...

ﺍﻣﺸﺐ ﺣﺲ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ...

ﺍﻣﺸﺐ ﺣﺲ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ...

💠نشانه های دوست واقعی🌸امام علی علیه السلام فرمودند:🔰«لا يَكُ...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

*.the Law of Violence.*

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت هفتم: آینه‌ی سیاه و حقیقتِ خونینموجو...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

The Joke That Broke Us

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط